
اولین پست بعد وصل شدن اینترنتدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.در ادامه جزئیات، نکات مهم و بخشهای قابل توجه این موضوع را بررسی میکنیم.قلبم درد و سوزش داره. شب و روزای سختی رو پشت سر گذاشتیم. خیلیا بودند اما دیگه نیستند. اونا که راحت شدند البته یه سریا هم جهنمی شدند...خوش به حال کسانی که برنامه ریزی ندارند وقتی اوضاع به هم میریزه چیزی رو از دست نمیدند . ماهایی که برای زندگی و پیشرفت کلی برنامه ریزی می کنیم و تلاش و زحمت می کشیم با این جنگ و مصائب همه چیزمون به هم...
ادامه مطلب
بنام آنکه هستی شیدای اوستسال جدید, انشاالله برای همه سالی خوش یمن باشهماه رمضونه و هر روز پیگیر برنامه ی فوق العاده ی ( زندگی پس از زندگی) هستم باورش برام خیلی سخت بود که این سیستم چنین برنامه ی عالی بسازه شبکه ی چهار س...
ادامه مطلب
بنام آنکه هستی شیدای اوست...
ادامه مطلب
بنام آنکه هستی شیدای اوستاین روزها حوادثی خوشایند و مبارک نداشتیم که هیچ، حوادثی پیاپی تحمیل کردند که پیوسته غم و اندوه رابر ما مردم بار کرده و بهتبع آن من هم مثل همه ی هموطنانم دلگیرم و دل آزار و اینروزا خیلی دلم می گیره این شب شوم به درازا کشیده چشم انتظار سحرم و روشنایی که در پی آن ما رو آرامش دهد. محکومیم به ادامه ی زندگی و تلاش تا روزنه ای از نور...
ادامه مطلب
بنام آنكه هستي شيداي اوستاين شنبه آخرين شنبه ي سال 1397 هجري شمسي ست و سال نو در پيشه.در اين سال و اين روزها چقدر دلم گرفت و ميگيره زندگي سخت شده شياطين در راسند ...
ادامه مطلب
بنام آنكه هستي شيداي اوستشبها چند ساعتي كه فرصت دارم مشغول بررسي مسائل روز مي شم مطالعه ي آنها ديدن اعتراضات مردم و هموطنهام. چشمام بسته ميشه اما در مقابل خواب مقاومت مي كنم...از زندگيم راضي نيستم.دعا كرده بودم كه خدايا جوري ازش انتقام بگير كه من و فرزندانم آسيب نبينيم.اين قوم الظالمين به غايت بي شرم و حياند.عده اي هم ژنشون اين شكليه هرچي خوبي ببينند طلبكارتر و هارتر ميشند ژنشون اينجوريه همه ي خاندانشون اين جوريند. من از نفرين يا دعاي منفي بيزارم اما در زندگي آدم بين دوراهي گير مي كنه كه يا انتقام بگيره يا دعا كنه و بسپاره دست خدا و من اوايل خودم انتقام م...
ادامه مطلب
بنام آنكه هستي شيداي اوستمطلبي دلم مي خواست بنويسم.. دل دل مي كردم... سالها پيش بود كه خانمي از من رنجيده شد. من نمي تونستم ازش عذرخواهي كنم. نتيجه ي معكوس مي داد پس سكوت كردم.خواستند پرده دري كنند و آبرومو ببرند من سكوت كردم و به خدا توكل كردم. من مقصر بودم اما پشيمان. او ازدواج كرد من هم ازدواج كردم و گذشت... پس از مدتي كه او بچه دار شده بود و من هم بچه دار شده بودم باز سرنوشت به شكلي ورق خورد همديگه رو ديديم او در لفافه گفت از من متنفره. باز سكوت كردم و ديگه همديگه رو نديديم دو هفته اي بود كه دائم ميومد تو ذهنم بهش فكر مي كردم پس از مدتي كه بهش فكر مي كردم آهي مي كشيدم ...
ادامه مطلب
بنام آنكه هستي شيداي اوستاولين پست سال جديد رو مي نويسم. الان كه مي نويسم حالم خوشه.يه وقتايي آدم انگار دوپينگ كرده باشه حالش از روزاي ديگه يا شبهاي ديگه بهتره فقط دلم خيلي تنگه براي چند نفر ((شده زندگيش شب و او يه سحر پايان اين درد ياد لحظه هاي ديدار شده بود تاوان اين درد)) هنوز فزصت نكردم سر خاك يكي از دوستانم برم... ناراحتم احساس مي كنم وظيفه دارم برم يعني حق رفاقت رو بايد بجا بيارم. 13 به در امسال سردرد شديد داشتم يكي از دوستان نارفيق سابق كه عمر دوستيمون زياده اما چه دوستي!!! زنگ بارونم كرد كه باهاش برم بيرون من اما خوابيدم چاره اي نداشتم سردرد بيچاره ام كزده بود اگرم حا...
ادامه مطلب