خرید بک لینک
بنام آنكه هستي شيداي اوست

ديروز صبح ساعت هشتونيم از خواب بيدار شدم هيچكس خونه نبود همسرم سركارش بود. دخترم و پسرمم مدرسه. همون لحظه روي تخت ولو بودم آهنگ ابي اومد توذهنم: لب تو غنچه ي نيمه باز باز تن تو آتيش سوزنده ي داغ.

يه آن آهنگو تو ذهنم زير لب برگشتم دوباره عقب زمزمه كردم: سوزنده ي داغ !!! خخخخ خنديدم و گفتم: سوزنده خخخ شاعرش چه با واژگان ور ميره تا قافيه بسازه خخخ چه آهنگ نوستالژيكيه همينجور با خودم فكر ميكردم كه الان كه تنهام. اين آهنگو قديما كه خيلي جوون بودم و عاشق، گوش ميكردم الانم كه تنهام باورم نميشه كه اينهمه زود گذشته كه دخترم سال ديگه مدرسه اش تموم ميشه. الان اگه فكر كنم هنوز مجردم و بچه هم ندارم... كمي فكر كردم... دوران بررسی از مرجع مجردي طبق کپی رایت م سخت بود اما دلم براش تنگ شد. زياد با اون دوران فرق نكردم فقط سي و خرده اي كيلو چاق شدم اونموقعا لاغر بودم اما چابك و ورزشكار الان وقت ورزش كردن ندارم همش بايد كار كنم چه بيخود افتادم تو هچل داشتم زندگيمو ميكردم زن چرا گرفتم؟! الان اگه زن نداشتم بچه هم نداشتم اين همه مسووليتم دهنمو سرويس نكرده بود مثل يه چندتا از دوستام كه هنوز مجردند كچل شدند گوشه ي سرشون كه چند تا مو داره سفيد شده اما هنوز مجردند اما اونم كه زندگي نيست.

از جام بلند شدم و خواستم تو خلوتم يه كم مسخره بازي در بيارم خوندم: چشم تو رنگ عسللل ديدم حال نميده بچه بازي در بيارم . حليممو داغ كردم و نوش جان نمودم و پشت بندش چايي و كيك خوردم و راه افتادم بيرون يه روزي خاص بود حالو هوام خوب بود. دلم ميخواست مثل اونموقعا مجرد بودم احساس پيري ندارم اما پسر خونه بودن خيلي حال ميداد اگرچه پدرو مادرم چشم ديدنمو نداشتند و همچنين برادرام وقتي پرگشودم تونستم همت كنم و به خيلي خواسته هام برسم.

دلم ميخواد ورزش كنم اما پايه ندارم روزي بر من نگذشته كه به دو دوست صميميم مرحوم علي بيضي و مرحوم علي مراغه اي و اون ... فكر نكنم هر شب كه بيدارم بهشون فكر ميكنم تو روز كه بيدارم بهشون فكر ميكنم گاهي صداشون ميكنم گاهي گريه ميكنم گاهي با خاطره هاي خنده دارم ميخندم. به هر حال گاهي دلم ميخواد به اون دوران برگردم.

برچسب: نویسنده: آرین سامانی تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:34

صفحه بندی