خرید بک لینک

بنام آنکه هستی شیدای اوست

دیشب من همش خواب مردن و مرده و زنده شدن و ازین چیزا دیدم وقتی بیدار شدم یادم نبود دقیقا. همسرمم وقتی بیدار شد تبخال زد و گفت همش خواب مرده و مردن و مرگ و میر دیده اما دقیق یادش نمیاد. گفتم منم همین چیزا رو دیدم. گفت آخه چندین بار بیدار شدم باز وقتی خوابیدم ادامشو دیدم. گفتم اتفاقا منم چندین بار بیدار شدم و باز که خوابیدم همین خوابها رو دیدم. تو فکر بودیم...

پسرمگوشه ای بود گفت مامان یه خرگوش بخریم؟ دفعه ی قبل خرگوش خریدیم مُرد ایندفعه هم خرگوش بخریم که خرگوشه بمیره هی خندیدیم گفتم تو چه حقه بازی هستی!!!؟ دست جادوگرا رو هم از پشت بستی

خیلی حیرت زده شدم ازین پیشنهاد و چاره جوییش بینظیر بود

برچسب: نویسنده: آرین سامانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:06

صفحه بندی