خرید بک لینک

بنام آنکه هستی شیدای اوست

1 1، مواج و آشفته نماید قلب خونین و خسته ی عاشق را.

خوابشو دیدم با دو چهره بود یکی موهایی بلند که من بسیار دوست می دارم و یکی موهایی کوتاه تا حدود شونه اما حالت فشن و وحشی هر دو با لبخند اما با اینکه مو بلند خیلی دوست دارم ولی با حالت فشن چنان دلبرانه بود که طپشای قلبمو سریع تر می کرد چند بار چرخ زنان به همین منوال با همان دو چهره دیدمش لبخندی دلبرانه داشت که آشوبم می کرد و هر بار چهره ی مو فشنیش بیشتر منو می تپوند با لباسی زرد و من هم با پیرهنی آبی بودم که بی تاب شدم و از پشت بهش چسبیدم و با دو دست دو طرف کمرشو گرفتم و اون هم بدون اینکه برگرده دو دستشو گذاشت روی دوتا دستام و دستامو فشرد و نگه داشت و به همین شکل قدم زدیم خونه ای شخصی داشت بهم گفت برم اونجا و منم رفتم.خونه اش ساده بود و من با خودنویسی که داشتم روی فرشش هی امضای خودمو زدم و چند مدلم امضای مینیاتوری که تا حالا نزدم رو فرشاش زدم خیلی زیبا بودند امضاها. و بعد جوهر امضاها تبدیل به نخ شدند و برداشتمشون و وقتی دیدم نیومد از خونش رفتم بیرون یه جا چند نفر بودند نمی دونم کی بودند عکس جوونیای گ و گ وش و عکس دلبر رو بهم نشون دادند و ازم پرسیدند کدومو می خوای؟ آشفته شدم و گفتم گو گوش به چه درد من میخوره (با اینکه جوون بود) گفتم عشقمو می خوام لباسی عجیب بهم پوشاندند و بیدار شدم. شاید امضاها اشاره به نوشتارها و اشعارم یا نشان مالکیت باشه و شاید گو گوش نماد شهرت و موسیقی و ثروت و محبوبیت باشه و موفقیت در کارم و دلبرمم نماد عشق باشه که من عشقمو برگزیدم.

هر وقت اندوهگین میشم تو خواب می بینمش یا میاد تو خوابم و بعد بیداری تا چندین روز روحیمو آروم و با نشاط می کنه اما تعبیرشو دقیق نمی دونم حال که شهرت و ثروت و محبوبیت را کناری پس زدم و عشق رو برگزیدم چی میشه؟؟؟؟؟


برچسبها: خواب عشق, خواب دلبر, عشق, عاشقانه

[ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 6:19 ] [ آبتین ] [ ]

برچسب: نویسنده: آرین سامانی تاريخ: يکشنبه 10 مهر 1401 ساعت: 7:10

صفحه بندی