بنام آنکه هستی شیدای اوست
حدود یک ماهو سیزده روزه 1 1. حدودا بیستوپنج فوریه شروع کردم و تا الان که هشت آپریله هنوز تو رژیمم.
یه شب لباس تاپ نویی که برای تو خونه خریده بودمو پوشیدم و رفتم جلوی آینه دیدم وااااااای چقدر شکمم بزرگه خیلی بدم اومد رفتم رو ترازو دیدم نودوپنج کیلو و چهارصد گرمم کپ کردم من مطابق قدم حدودا باید هفتادو هفت کیلو باشم. یه دوره سال نودو نه تو دوره ی کرونا چاق شدم، شدم نودوپنج کیلو کرونا گرفتم تو دو هفته شدم هشتادونه کیلو بعد که خوب شدم حدود نود تا نودو دو کیلو بودم که باز دیدم از نودو پنجم رد کردم.
خلاصه برنج و نون دیگه نخوردم. وعده های نهارو شامم حتما باید برنج میخوردم اونم پر و پیمون ، یه دفعه نخوردم و تا عید یعنی کمتر از یک ماه رسیدم به هشتادونه کیلو و چهارصد گرم، یعنی کمتر از یک ماه شش کیلو بدون مراجعه به پزشک و بدون برنامه غذایی کم کردم. ففط برنج و نون نخوردم دو تریپ برنج خوردم اونم فقط سه قاشق هر بار هفتصد گرم اضافه و عصبی شدم.
مادرم میگه یه ذره برنجو بخور میگم نه. قبلا میگفت وحشتناک می خوردی بهم برخورد حالا میگه یه ذره بخور نمی خورم ارادم خیلی قویه. الان تو نوزده روز اخیر فقط تونستم یک کیلو دیگه کم کنم و این تدریجی شدن عصبیم کرده
برچسب:
نویسنده: آرین سامانی