خرید بک لینک

بنام آنکه هستی شیدای اوست

این چند روز تعطیلی با عود کردن دیسک کمر و درگیر شدن سیاتیک برام گذشت درد زیادی کشیدم نمی تونستم خوب بشینم خوب راه برم خوب بخوابم کسی دکتر خوب سراغ داره بتونه دیسکمو جا بندازه؟ پدرمم دیسک داشت و سیاتیکم داشت وضعش از من بدتر بود . یه حکیم باشی توی یه دهات توی سبزوار یا نیشابور بود دوستای پدرم بردنش بعد سالها رنج و درد شدید ، حکیم باشی دهات شصت پای پدرمو چند تا حرکت داد دیسکش خوب شد! تا روز آخر دیسک و سیاتیک پدرم خوب شد. مال چهل سال پیشه . بنابراین می دونم که میشه درمان کرد اما آدمشو پیدا نکردم و دکترام یکی از یکی بی سوادتر و کار نابلدتر.

درگیری با مغازه ی محله مونم سر پارک که توی پست قبلی نوشتم مامور نیروی انتظامی باهامون صحبت کرد و حل و فصلش کرد و صد در صد مقصرو مغازه دار دونست و گفت باید مراعات کنه و مغازه دار بلند شد صورتمو بوسید و ازم معذرت خواهی کرد پلیس فرستادش بیرون و بهم گفت رضایت بده وگرنه به دادگاه بره جریمه نقدی میشه. جریمه نقدی که بده پررو میشه و کینه میشه و پلیس بهم گفت که طی تجربیات زیادی که دیده منجر به درگیری و جنایت و قتل میشه منم رضایت دادم البته نه اینکه ترسیده باشم من معمولا توی درگیا هیچوقت کش دهنده ی درگیری نیستم در اولین فرصت سعی می کنم درگیری رو خاتمه بدم چون می دونم که درگیری هیچ خیری توش نیست. یه دادهایی سرش زدم وقتی به خودم اومدم متوجه شدم همه ی مامورین کلانتری و مراجعه کنندگان دیگم سکوت کردند و فقط صدای داد و هوارای مته که توی کلانتری پیچیده. متوجه شدم موقع عصبانیت بی اندازه داد و بی داد میکنم در حالیکه خودم فکر می کنم دارم یواش صحبت میکنم ! خود پلیسام از داد و هوارای من ترسیده بودند. یه کم خجالت کشیدم. قرار شد هر وقت من رسیدم مانع پارک کردنم نشه و برای خانوادمم مزاحمت ایجاد نکنه . خیلی ازم عذرخواهی کرد و اصرار کرد موقع برگشتن سوار موتورش بشم . سوار شدم و ازم خواست که با هم دوست باشیم منم آشتی کردم. حالا هر وقت از سر کارم میام بهش میگم موتورتو بزن کنار اونم سریع موتورشو بر میداره من پارک می کنم.

برچسب: نویسنده: آرین سامانی تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 4:00

صفحه بندی